الشيخ محمد الصادقي الطهراني

295

رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)

مىشود و اين جمع هم حرام است ، پاسخش اين است كه اين‌جا جمعى دركار نيست ، كه مسأله قهرى و اتوماتيكى است يعنى به‌محض اين‌كه شما با دختر اين زن ازدواج و نكاح نموديد مادرش ، مادر زن شما مىشود و از عنوان اولش كه همسر شما بود خارج و تحت عنوان « وَ امَّهاتُ نِسائِكُمْ » قرار مىگيرد ، كه فقط ازدواج با مادر زن آن هم به‌شرط هم‌بسترى با زن حرام است « 1 » . و چون در آيه قيد دختر زن شده بنابراين اگر با زنى زنا كند دخترش بر او حرام نمىشود ، چنان‌كه عكسش هم همين‌گونه است ، و در وطى به‌شبهه نيز به‌طريق اولى چنان است نهايتاً اين‌كه مرجوع بودنش خالى از وجه نيست ، و تنها دختر زن شرعى شما اگر با اين زن عمل جنسى انجام داده‌اى آن هم با شرطى كه ذكر شد بر شما حرام است و همچنين عكسش . مسأله‌ى 646 - زن پسر صلبى كه « وَ حَلائِلُ أبْنائِكُمْ الَّذينَ مِنْ أصْلابِكُمْ » ( سوره‌ى نساء ، آيه‌ى 23 ) با قيد « من أصلابكم » است ، كه زن پسر رضاعى هم‌چون زن پسرخوانده است و حرام نيست ، و اصولًا « پسر رضاعى » از موضوعات محرمه - در باب نكاح - نيست تا اين حرمت به‌زنش نيز - بر فرض صحتش - سرايت كند ، و تنها پسرى كه از شير زن شما استفاده كرده بر همان زن و دختران شما هم‌چون ساير دخترانى كه با مادرانشان هم‌شير شده‌ايد حرام‌اند ، و نه اين‌كه اين پسر بر شما نيز حرام باشد تا زنش نيز بدين وسيله بر شما حرام گردد ، و اين چه معنى دارد كه پسرى كه از شير زن شما خورده ، اضافه براين‌كه پسر رضاعى زن شما و برادر رضاعى دختر شما است ، پسر رضاعى شما هم

--> ( 1 ) - اين‌جا « من » در « من نسائكم » دو مرجع و بازگشت دارد ، نخست « نسائكم » در « امهات نسائكم » كه اين‌جا « من » براى تبيين است ، بدين معنى كه مادران زنانى كه با آن‌ها هم‌بستر شده‌ايد ، و سپس همين « من » براى تبعيض است ، كه دخترانى از زنانتان كه با آنان هم‌بستر شده‌ايد ، كه در اين صورت چنان‌كه هم‌بسترى با مادر ربيبه شرط حرمت ربيبه است ، هم‌بسترى با زن هم شرط حرمت مادر اين زن است ، و اگر اين شرط نسبت به‌مادر زن نبود مقتضاى فصاحت و صحت بيان اين بود كه « امهات نسائكم » به‌گونه‌اى مطلق پس از « ربائب » مقيد بيايد ، و روايات هم اين‌جا متناقض است كه آن‌چه موافق قيد آيه است پذيرفته مىباشد و بالاخره دست‌كم محرميت اين مادر زن دليلى ندارد زيرا اصل در تمامى زنان نامحرمى است مگر با دليلى قاطع ، و اين‌جا خلافش قوى است